X
تبلیغات
رایتل


بیانیه 23 چهره ی فرهنگی و هنری هرمزگان

 


وضعیت فرهنگ در هرمزگان ره به کجا دارد ؟ البته که می توان با استفاده از ابزار رسانه و تبلیغاتی کاذب، وضعیتی متعالی برای این فرهنگ قایل شد . اما با مشاهداتی که از واقعیتی تلخ حکایت دارد چه می کنید ؟ هنرمندان بارها نگرانی خود را از وضعیت نا به سامان فرهنگ و هنر در هرمزگان بیان داشته اند . آن ها این زنگ خطر را سالها پیش به صدا در آوردند. اما گویا این صدا به گوش همه می رسد الا کسانی که باید؛ پس این بار بر حسب وظیفه و دغدغه ای که نسبت به جامعه و مردم ، داشته و دارند ، پنبه ها را از گوش ها بیرون می کشند.
کدام ملت است در دنیا ، که چون ما به داشته های فرهنگی خود بی توجه باشد ؟ همانگونه که چیزی جز آسیب های جدی سهم فرهنگ در این سالها نبوده، مکان های فرهنگی ، چون خانه ی فرهنگ و فرهنگسرای آوینی نیز از آماج تیغ ها در امان نبوده اند. و این تخریب ها به موازت همان آسیب ها ادامه دارد. هم اکنون کتابخانه ی شهدا به بهانه ی حریم 60 متری دریا در آینده لابد خانه ی شهریاران جوان به بهانه ی توسعه ی شهری . این بی توجهی تا کجا ادامه دارد؟ حال که در پیشبرد فرهنگ نقشی نداریم دیگر تیشه به ریشه اش نزنیم . 

آقای شهردار 

کتابخانه ی شهدای بندرعباس به چشم انداز گردشگری این شهر آسیب می رساند یا قلیان فروشان حاشیه ی ساحل ؟ یک مکان فرهنگی که می تواند از همان جاذبه ها باشد را مُضر می دانید اما ریختن فاضلاب به دریا، بوی تعفن جوب ها ، رژه ی ارتش موش ها و هزارمورد ریزو درشت دیگر را نادیده گرفته اید ؟ 

جناب استاندار

شما که از این تخریب حمایت کرده اید چه چیز را میراث فرهنگی می نامید . آیا کتابخانه ی شهدا به عنوان نخستین کتابخانه ی بندرعباس که شروع بسیاری از حرکت های فرهنگی را به خود دیده و صاحب پیشینه ی درخشان فرهنگیست را نمی توان به عنوان میراثی از فرهنگ برشمرد؟ شما با تخریب میراث فرهنگی یک شهر موافقید ؟ 

حریم شصت متری دریا و توسعه ی شهری نمی تواند بهانه ی مناسبی برای تخریب این ساختمان باشد. شهرداری بندرعباس که مورد های بسیاری از تخلفات قانونی (مسئله ی پارکینگ طبقاتی ، بازار ستاره ی شهر ، مجتمع سیتی سنتر و ... ) را در کارنامه دارد چگونه دم از قانون می زند ؟ اگر حریم شصت متری دریا و ممنوعیت ساخت و ساز در آن مطرح است، که بحث تخریب ساحل تاریخی سورو و ساخت همین بلوار ساحلی که حالا کتابخانه ی شهدا را مانعی بر آن می دانید، مگرچیزی غیر از تجاوز به حریم شصت متری ساحل و دریاست؟ به عنوان مجریان قانون بد نیست به " بند « ج» ماده 6 اساسنامه سازمان زمین شهری مصوب 30/3/61 و ماده 10 قانون اراضی شهری مصوب 1360 و همچین ماده 11 قانون اراضی مستحدث و ساحلی مصوب 1354 " نگاهی بیندازید.
سه سال تمام گذشت و حالا کتابخانه ی 37 ساله شهدا منتظر تایید نهایی حکم شهادتش است. ازسال 89 کمر به نابودی این کتابخانه بسته شد، یک مکان فرهنگی دیگر در لیست نابودی اما اعتراض های مقطعی این موضوع را سه سال به تعویق انداخت و امروز دوباره اما جدی تر از پیش شمارش معکوس برای تخریبش آغاز شده؛ وقتی کتابخانه به عنوان یکی ازمهمترین عوامل ارتقا ی فرهنگ در جامعه تعطیل ، و 45 هزارعنوان کتابش در انبار نمور دیگر کتابخانه ی بندرعباس با جوندگان در حال جدال است یعنی یا درک درستی از فرهنگ نداریم یا اینکه فرهنگ را به عنوان تاثیر گذارترین عامل در جامعه نادیده می گیریم . با توجه به نمونه های عینی که روزانه شاهد آن هستیم ـ نه کتمان واقعیت با تبلیغاتی که در ابتدا به آن اشاره شدـ وقتی یک کتاب خانه تعطیل و درلیست تخریب قرار می گیرد طبیعیست و باید، چاقو کشی ، دزدی های خیابانی و ناامنی بیش از پیش نمود پیدا کند . بسیاری از مشکلات امروز بندرعباس ریشه در نبود همین فرهنگ یا سطح پایین آن دارد.
شهردار در تخریب پافشاری و استاندار ی نیز حمایت می کند . این تنها یکی از مواردیست که می توان در مورد بی توجهی یا عدم شناخت صحیح از فرهنگ نام برد . اما این عدم توجه تا کجا ادامه دارد ؟ تا کجا باید ادامه داشته باشد؟ هنرمندان هرمزگان بارها این عدم توجه و خطری که جامعه را تهدید می کند را گوشزد نموده اند. اما انگار گوشی برای شنیدن نبوده . هر بار ما خود را ناگزیر ازگفتن دیدیم و پنداشتیم که این بار نگرانی و هشدار جامعه ی هنری در عملکردها تاثیر خواهد داشت. اما دریغ از ذره ای، و این بار نیز چون گذشته ناگزیریم از گفتن ،اما بیان نگرانی خود را این بار با یک پیشنهاد و هشدار مطرح میکنیم.
که می شود گام مثبت را از همین کتابخانه و لغو تخریب آن آغاز کرد. بگذارید دوران کوتاه باقی مانده از مسئولیتتان آرام و با خاطره ای خوب از شما طی شود. اما اگرگوش شنوایی نیست. امضا کنندگان این بیانیه به عنوان هنرمندانی که خود را در برابر مردم و جامعه مسئول می دانند این بار و در برابر تخریب این مکان فرهنگی می ایستند و سکوت را جایز نمیدانند. 



مهدی عطایی دریایی ( نویسنده و کارگردان تئاتر)/ رضا دبیری نژاد ( نویسنده و کارشناس میراث فرهنگی/ سعید آرمات (شاعر ) / احمد کارگران ( نقاش و مجسمه ساز)/ جهانگیر سایانی ( شاعر و نویسنده )/ محمد ذاکری (نویسنده و منتقد)/ مرتضا نیک نهاد( فیلم ساز)/ عبدالحسین رضوانی (عکاس)/ ناصر منتظری ( خواننده و آهنگساز)/ طیبه شنبه زاده (شاعر)/ حسن بردال (عکاس)/ بلقیس بهزادی (شاعر)/ بهروز عباس دشتی ( بازیگر و وبلاگ نویس) /احسان رضایی (فیلمساز)/ رضا غریب زاده دریایی ( کارگردان و بازیگرتئاتر)/ مجید جمشیدی ( عکاس و کارگردان تئاتر) / عدنان انصاری ( شاعر )/ شهاب آبروشن (فیلمساز)/ رخشنده پاسلار ( شاعر )/ جواد قاسمی (شاعر)/ مهرداد امیرزاده (فیلم ساز) /خیام مویدی ( گرافیست و طراح)/ علی قاسمی (بازیگر)