X
تبلیغات
رایتل


جناب آقای محمد آشوری!

جناب آقای منصور آرامی!

جناب آقای ابوالقاسم جراره!

جناب آقای احمد جباری!

جناب آقای هاشمی نخل‌ابراهیمی!

این‌ها که ردیف کرده‌ام نام و نشان نمایندگان مردم هرمزگان است که معمولا در هیچ کجای مجلس نمی‌توان نام و نشانی از آن‌ها یافت. آن‌ها نه مخالف‌اند ونه موافق و نه ممتنع و نه حتی غایب جلسه!

آن‌ها نه در میان خواب‌آلودگان دایمی مجلس رتبه‌ای دارند و نه در میان بیداران مقامی! نه از عاملان فتنه‌اند و نه از ساکتین فتنه!

نه پیگیر مشکل تجزیه‌ی هرمزگان هستند و نه ترکیب ایران!

آن‌ها نه تذکر آیین‌نامه‌ای می‌دهند و نه نطق می‌کنند و نه از نطقی تمجید می‌کنند و نه به نطقی معترض می‌شوند!

آن‌ها را نه می‌توان در مذاکره‌ها دید و نه مصاحبه‌ها و نه حتی یاداشت و مقاله‌ی روزنامه‌ها...

فرقی نمی‌کند که یک دوره نماینده شده باشند یا چندین دوره!

آن‌ها حتی نه خاطره‌ای از خود دارند و نه از مجلس! حتی برای ایام کهنسالی و سرگرم نمودن نوه‌های عزیز و میوه‌های دل!

آن‌ها هیچ‌گاه از هرمزگان یادی نمی‌کنند چه آن‌گاه که در مجلس‌اند و چه آن‌گاه که از آن جا می‌مانند.

نکته‌ی بامزه اما این که هیچ‌کدام از نمایندگان هرمزگان بعد از فراغت از این شغل هرگز به هرمزگان برنمی‌گردند.

هیچ‌گاه بر نمی‌گردند نه خودشان نه آقازاده‌های‌شان و نه خانم‌زاده‌ها!

فرقی هم ندارد که کجا و اصول‌گرا باشند یا اصلاح‌طلب باشد.

آن‌ها یا سر از کویت درمی‌آورند یا شیکاگو یا مالزی یا لیبی یا ....همین زعفرانیه‌ی تهران.

به کدام دلیل اقتصادی یا اجتماعی یا شغلی یا فرهنگی یا... نمی‌دانم ولی این را خوب می‌دانم که هرمزگان از معدود استان‌هایی است که نمایندگانش دیگر هیچ‌گاه به میان مردم آن برنمی‌گردند.

نکند فکر می‌کنند مردمی که به امثال آن‌ها رای داده‌اند ارزش زیستن در کنارشان را ندارند!

راستی چرا؟