X
تبلیغات
رایتل


کسانی که خیلی شوق و ذوق کتاب داشتند امسال حسابی توی ذوق شان خورد اگر سعی کرده بودند که در روز نخست جزو اولین بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب هرمزگان باشند!

اگرچه درهای نمایشگاه بنا به اعلام قبلی درست سر ساعت 4عصر باز شد اما تا چندساعت بعدش که نمایشگاه آخرین روز افتتاح اش را به آخر می رساند هنوز بسیاری از غرفه ها کارتن های کتاب شان را باز نکرده و تابلو نام شان را بالانبرده و کارت خوان هاهم طبق معمول،نمی خواندند!که شاید مثل همیشه به پای فرهنگ ایرانی باید نهاد و بی نظمی که دیگر نهادینه گشته  و عجیب نیست و خلاف این وضعیت را باید عجیب دانست!

روز اول نمایشگاه چندان شلوغ نبود شاید چون همه به غیر از بنده و امثال بنده می دانستند که باید از روز دوم بیایند؟! با این حال با وجود تنوع کتاب های معمولی مذهبی وضیت عرضه کتاب ها نسبت به نمایشگاه سال قبل بی رمق و بی رونق تر و رو به نزول شده بود و البته قیمت کتاب ها رو به صعود.

اگرچه امسال در کنار حضور انتشاراتی چون جامی و ثالث و هرمس و امیر کبیر و..می شد که  نشر قطره و انتشارات دانشگاه تهران رانیز دید اما در کل نمایشگاه، بیش تر زمینه حضور شرکت تعاونی های نشر بود که به صورت فله ای همه جور کتاب را یک جا پیش چشم مخاطب نهاده بودند والبته بنا به جو عمومی این سال های کشور شامل: فال قهوه بود و  فال های چینی و هندی و ..و دستور پخت دسر و چه بخوریم تا فرزند مان دختر یا پسر شود و پاسخ به مسایل زناشویی و جن شناسی و شیطان در احادیث و سیاحت غرب و درمان سرد مزاجی مردان و... واز این لحاظ بهترین دماسنج فکری که در زیر پوست فکر این ملت چه می گذرد!

در حوزه کودک و نوجوان هم تنوع کم تر بود و هم عرضه!شاید قیمت بالای کتاب باعث شده بود که بیش تر کتاب ها «چاپ» قدیم باشند و البته با «قیمت» جدید والبته کاسب کاری را هم نمی توان نکوهش کرد که بازار نشر هم باید بچرخد...

البته زمان نمایشگاه چندان مناسب نیست و درست افتاده است وسط امتحانات مدارس و دانشگاه ها و باعث دوری وبی انگیزگی قشری بزرگ از اصحاب علاقه مند به کتاب.

اولین دوره ی نمایشگاه استانی کتاب در هرمزگان در سال71 برگزار شده و امسال دهمین دوره است با این حساب یعنی در این بیست ساله یک خط درمیان نمایشگاه سالانه داشته ایم. روز اول نمایشگاه فرهنگی کتاب از سیاست هم چندان به دور نبود ان جا که سرپرست معاونت فرهنگی وزارت ارشاد رهنمود فرمودند که با وجود تحریم های جهانی در حوزه ی نشر کتاب 2 درصد رشد داشته و به رتبه ی «اول» منطقه ی خاور میانه و «دهم» جهان  رسیده ایم و شده ایم هم رتبه با  با کانادا !  و مطالعه نیز باز رشد داشته ایم و رسیده ایم به 17 دقیقه.؟!

یعنی چه بد که این تحریم ها دیر شروع شد و اگر مثلا چهارسال دیگر ادامه داشته باشد در حوزه نشر می شویم اول جهان و به ثریا خواهیم رسید و در حوزه های فناوری و تولید علم و نانو و سلول های بنیادین که دیگر...« درخت گردکان این قد و قامت درخت خربزه الله اکبر»!!

با این حال جز خودم کم تر کسی را دیدم که دست خالی از نمایشگاه بیرون بیاید به خصوص کسانی که از شهرستان هایی چون میناب و رودان و قشم و...این همه راه راکشیده و آمده بودند.

  باید نمایشگاه کتاب هرمزگان را به عنوان یک فرصت فرهنگی هرساله غنیمت دانست و مهم تر از «خریدن» کتاب به فکر «خواندن» کتاب بود.

مشکلی که احتمالا از سانسور و قیمت بالای کاغذ و مالیات بالا و... ضربه ای عمیق تر بر بنیان های ملتی خواهد زد که فرهنگ اش بیش تر شفاهی است و از شنیدن خبر به پایان رسیدن جهان و افتادن لوگوی شرکت «پپسی»و عکس فلان شخصیت در کره ماه بیش تر لذت می برد تا نیم ساعت مطالعه کتاب درباره منظومه شمسی و نظم حساب شده ی آن!

“گاندی “جمله ای دارد تامل برانگیز: «برای ویران کردن یک فرهنگ ، لازم نیست که کتاب ها را بسوزانی،تنها کافی ست که کاری کنی که مردم کتاب نخوانند

فرهنگ شفاهی ملت ما این روزها بازتاب همین ویرانی نیست؟

عکس:خبرگزاری کتاب ایران