X
تبلیغات
رایتل


در واکنش به سفر سعید جلیلی به دمشق  ولید جنبلاط:

،"بهتر است آقای جلیلی به جای پخش انبار تسلیحات ایران در نقاط مختلف، به مسایل داخلی کشور خود مانند قیام مرغی و فشار بر مردم فقیر بپردازد.به جای دخالت در سوریه و لبنان از خودتان بپرسید چراقیمت مرغ درایران از قیمت موشک هم گران تر شده است!

***

یکم:

چه فرقه ی مذهبی «علویان» و چه فرقه ی «دروزی ها» را نمی توان از لحاظ اعتقادی به شیوه ی مرسوم کنونی شیعه حساب نمود و مهم تر این که خود این فرقه ها نیز چنین ادعایی ندارند و اگرچه از لحاظ تاریخی بتوان آنان را از فرقه های غلات به حساب آورد اما مهم تلقی و برداشت خود پیروان این فرقه ها از خودشان است که چندان دلالتی در زمینه تشیع مرسوم کنونی ندارد.

دوم:

اگر هم با تسامح چه دروزی ها و چه علویان را شیعه بدانیم آیا این  وظیفه ی دولت ایران است که باصرف منابع گران بهای ملی به دفاع از هم کیشان مذهبی بپردازد؟ اگر جواب مثبت است که با عملکرد کنونی هست پس چرا در جریان جنگ بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان (که بعداز ایران بالاترین درصد شیعه ی جهان رادرخود جای داده است) دولت ایران به وظیفه ی مذهبی خود در دفاع از پیروان مذهب اهل بیت پشت کرد و شاهد شکست جمهوری آذربایجان در منطقه ی «قره باغ » و آوارگی و کشتار نوامیس شیعه شد و دم هم برنیاورد؟ واز ارمنستان حمایت هم کرد؟ و عملا این کشور رابه سمت ترکیه کشاند.

آیا خون شیعیان جعفری آذربایجان رنگین تر است یا علویان اخیرا شیعه نامیده شده در سوریه؟

سوم:

اگر باز هم بپذیریم که مساله آذربایجان گذشته و از امروز وظیفه ی رسمی دولت حمایت از تمام معتقدان به فرقه های مختلف شیعه است باز جای این پرسش باقی می ماند که اگر گاهی تضاد منافع در بین خود این شیعیان در گرفت، تکلیف چیست و حق با کدام است؟

چنین وضعیتی اکنون در منطقه ی شام کاملا رخ داده است و شیعیان دروزی در لبنان و شیعیان علوی در سوریه به تضاد منافع با هم رسیده اند و سوریه و لبنان شاهد این نزاع است.

برای نمونه «ولید جنبلاط» رهبر سیاسی شیعیان دروزی لبنان عملا از اولین کسانی بود که از چندسال قبل، پرچم مخالفت باسوریه و بشار اسد رابرافراشت و خواهان اخراج نیروهای سوری از لبنان شد و با پافشاری به این خواسته هم رسید و اکنون خواهان سرنگونی دولت بشار اسد علوی است و حضور امثال جلیلی در کنار اسد  رابه طنز و تمسخر می گیرد و دست می اندازد.

چهارم:

به نظر می رسد که دامن زدن به  سیاست وهابی هراسی و پر رنگ کردن تشیع بشار اسد کاملا غیر واقعی و سیاسی بوده و توجیهی منطقی برای دفاع از وی نیست و بیش تر مصرف داخلی دارد هرچند این تبلیغات وارونه تا حدی  توانسته برخی روحانیون و افراد مذهبی و برخی طبقات فقیر  راباخود همدل و همراه کند امادر نهایت نه به نفع پیروان مذهب تشیع است و نه منافع ملی ایرانیان.

بماند که جنبش مرغی شیعیان ایران در صف های طولانی آبرویی برای این گونه دیپلماسی باقی نگذاشته است .