X
تبلیغات
رایتل



یکم:

عرب ها ضرب المثل زیبایی دارند که می گوید:« شرف المکان بالمکین» یعنی اعتبار هرمکانی به کسی است که در آن مکان قرار دارد و شاید در میان رجال سیاسی کنونی ایران این سخن بیش ترین تطابق را با هاشمی رفسنجانی داشته باشد که همواره (از زمان حیات بنیان گذار جمهوری اسلامی تا کنون) به هرجایی که رفته تاثیرگذاری خاص خود را نیز به همراهش برده است.

شاید از همین  جهت است که این روزها یک مصاحبه معمولی از او ( که هر روز ده ها نمونه از آن در کشور در حال انجام است) تا کنون در سطوح مختلف کشور بازتاب داشته است اگرچه رسانه های اصلی مملکت آن را پخش نکرده اند.

هاشمی تاثیرگذار است حتی اگر تندروهای اصول گرا سعی کرده باشند پس از فروکشیدن او از ریاست مجلس خبرگان با دشنام های زشت ناموسی به خانواده اش، چهره ی هاشمی را به گمان خود در ذهن عوام لجن مال کرده باشند.

جدا از منش میانه رو و عمل گرایی هاشمی رفسنجانی، راز این اهمیت و تاثیرگذاری فوق العاده او در نظام ایران چیست؟ مگر هاشمی چه پیشینه ای با خود به همراه دارد که او را جدا از خود نیز اعتبار می بخشد؟

جواب روشن است: اعتماد بی سابقه آیت الله خمینی به نظرات او در طول شکل گیری این نظام.

 

دوم:

اگر هم نزدیکی فوق العاده تاثیرگذار هاشمی رفسنجانی با امام خمینی (به خصوص در چند سال آخر عمرشان) از برخی یادها زدوده شده باشد و به نماد بی بصیرتی تبدیل اش کرده باشند اما فقط مروری ساده به کتاب های خاطرات تا کنون منتشر شده او نشان می دهد که چگونه هاشمی با جلب اعتماد رهبر انقلاب اسلامی توانست فراتر از مسوولیت رسمی خود (به عنوان رییس مجلس) بالاتر از همه مقام های رسمی و قانونی نظام، ایفاگر نقشی باشد که او را در دوره ای طولانی به عنوان دومین شخصیت انقلاب اسلامی بدل کرد. نقشی که عملا در شکل گیری نظام اسلامی ایران به شکل کنونی مهم ترین عامل بوده است چرا که او عملا نشان داد که در بارش بی اعتمادی ها او نزدیک ترین مشاور مورد اطمینان بنیان گذار جمهوری اسلامی است. و شاید هاشمی تا کنون بهای حسادت دیگران را به خاطر چنین نقشی در طول تاریخ  انقلاب می دهد. اقتداری که تا مدت ها پس از فوت مرحوم خمینی نیز بر گرد شخصیت او جریان داشت. هرچند هاشمی دارد اکنون با نقد گذشته نور بیش تری بر گذشته ها می افکند و برخی موارد را به خواست دیگران نسبت می دهد. دیگرانی که اجازه ندادند او به نظراتش جامه عمل بپوشاند وهاشمی در مصاحبه اش با لقب تندروها از آنان یاد کرده است.

 

سوم:

هرچند که گویا هاشمی از ابتدای انقلاب سعی کرده بوده در میان چهره های مختلف انقلاب (از مرحومان طالقانی و بهشتی و مطهری و باهنر و منتظری و...گرفته تا حتی سید احمد خمینی)  نقش خود را به عنوان مشاور ارشد رهبر انقلاب تثبیت کند اما این نقش بعدها در زمان جنگ تحمیلی با پذیرش فرماندهی  مشترک جنگ  پررنگ تر نیز شد و در ادامه با افشای ماجرای سفر مک فارلین در همان ایام عمق جایگاه آن مشخص ترهم شد و پس از آن با انتصاب به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا و در پی آن پذیرش ناگهانی قعطنامه 598 و صلح با صدام حسین (که همیشه شعار سرنگونی اش داه شده بود) اهمیت مشاوره های هاشمی در سطح کلان رهبری کشور بر همگان روشن شد.

این همه حوزه اقتدار هاشمی نبود نام او دیگر با رهبر انقلاب اسلامی گره خورده بود چنان که مرحوم خمینی در سال آخر عمرش در زمینه های ورزش و موسیقی نیز فتواهایی بی سابقه از خود صادر کرد که از همه ی آن ها بوی اعتدال و عمل گرایی هاشمی رفسنجانی به مشام می رسید و خود او بعدها در زمان ریاست جمهوری اش آن ها را اجرایی کرد.

از این رو این جایگاه حسادت برانگیز هاشمی و مشاوره های او برای رقیبان سیاسی وی  در همان زمان حیات رهبر انقلاب نیز مخالفت هایی را در بین نیروهای تندرو سنتی در حوزه های علمیه برانگیخت وعلیه این نظرات بی سابقه آیت الله خمینی نامه نگاری هایی آغاز شد که البته با کاریزمای فقهی او نتوانست موجی را در جامعه برانگیزد.

 

چهارم:

با این حال گویا عصر مشاوره های هاشمی تمامی ندارد. این باره اما دوباره نام هاشمی و یک نامه محرمانه ی  مشاوره ای او به رهبر فقید انقلاب مطرح است و خود وی در این گفت وگو از نامه ای سخن می گوید که بیش از هفت موضوع و مشکل پیش روی آینده انقلاب را در بر داشته است و گویا برقراری رابطه با امریکا که هاشمی با تعبیر بزرگ ترین قدرت کنونی جهان نام می برد مهمترین فراز این نامه بوده است. تعبیری که تندروهای داخل رژیم در چندسال اخیر به شکل مضحکی آن را در حال زوال و نابودی قریب الوقوع تبلیغ کرده اند و اینک یکی از رهبران اصلی انقلاب اسلامی این ایده راغیر واقعی می داند.

هاشمی در ادامه این مصاحبه از مناسبات گذشته ایران با عربستان و مصر و آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی و... در زمان ریاست جمهوری خودش. و مقایسه آن با وضعیت کنونی می پردازد و تاسف خود را از برباد رفتن تلاش هایش در جهت ارتقای وضعیت جهانی و منطقه ای ایران پنهان نمی کند. تاسفی که نشان می دهد رقابت سیاسی برای حذف رقیب در سپهر سیاسی کنونی ایران از اخلاق اسلامی به دور شده و به جایی رسیده است که منافع ملی به راحتی با دروغ گویی بر باد می رود آن جا که وی برملا می کند وزیر خارجه دولت احمدی نژاد به دروغ نسبتی را به مقامات سعودی می دهد که بر رابطه ی دو کشور سایه می افکند. دروغ هایی که نه تنها اصلاح نمی شود که مدتی بعدترش از تلویزیون، مسلسلی می شود که با سرب های داغ تبلیغاتی حیثیت او را در مناظره های انتخاباتی هدف قرار می دهد یادآور گلوله های گروه تندرو فرقان که در اول انقلاب جان هاشمی را هدف قرارداده بودند.

 

پنجم:

شرح تلاش هاشمی برای حفظ کشور در سال آخر جنگ که صدام با تقویت بی سابقه ی غرب ضمن باز پس گرفتن فاو و شلمچه و جزایر مجنون از نیروهای ایرانی دوباره خود را به نزدیکی خرمشهر رسانده بود و سقوط دوباره خوزستان قریب الوقع شده بود و غلبه بر بن بستی که شعارگرایان تندرو برای کشور در آن زمان پیش آورده بودند و باعث ایجاد یک ائتلاف جهانی علیه کشور شده بودند قسمتی دیگر از این سخنان است این سخنان آن هم در زمانی که اتفاقاتی مشابه آینده کشور را تهدید می کند برای هر ایرانی شنیدن دارد.

موقعیتی خطرناک که عبور کشور از آن به مدیرانی عمل گرا و معتدل چون هاشمی نیاز دارد.همان هاشمی که آیت الله خمینی این جمله بی سابقه رافقط در مورد او گفته است که: «این انقلاب زنده است تا هاشمی زنده است.»

...و هاشمی هم چنان زنده است.


متن کامل این گفت و گو را در لینک زیر بخوانید لینک خبر