X
تبلیغات
رایتل

اداره ی کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان هرمزگان، مدتی است که دیگر «مدیر»ندارد وبه وسیله ی« سرپرست» اداره می شود. ودر همین ایام اهالی سیاست وقدرت در پی چانه زنی برای نهادن مدیری بر سر این اداره ی کل.هرچند در زمانی که وزارت مهمی چون نفت با یک سرپرست می چرخد بقیه مملکت واز جمله اداره ی کل فرهنگ وارشاد اسلامی هرمزگان هم روش!

با این حال بی خبر از این رفت وآمدهای مدیرتی، فعالیت های هنری هم چنان  به روال عادی خودادامه دارد بی خبر از این که کی آمد وکی رفت!


کنسرت ها طبق معمول وعادی اش دارد برگزار می شود.جشنواره های عکس هم همین طور در راهند، تابلوهای نقاشی رنگ می گیرند،شعرها نوشته می شود، ونشریات به چاپ هفتگی شان دارند ادامه می دهند و وبلاگ ها هم می نویسند و...

این مساله یعنی ایمان آوردن به این حقیقت که اگر می خواهید «سیمرغ» هنر هر صبح وشام  برسر مردمان این دیار سایه بیفکند، آقایان !کار زیادی نکنید، زحمت زیادی نکشید.فقط کافی است راه ها را نبندید وسنگ ها را از پیش پای این خلایق هنرمند جمع کنید وبه فکر انداختن چنین طاووس خوش رنگی در قفس شخصی تان نباشید.همین وبس.

این پرنده خودش به طور غریزی خوب می داند که چگونه پرهای رنگین بسازد وهدیه دیدگان آدمیان بکند.

اما اگر قرار باشد که این طاووس تملک شود،ارشاد شود، حرف زدن یاد بگیرد، وهرصبح برای «حاجیه خانم» لطیفه بگوید یابرای «صبیه» محترمه شان قصه تعریف کند وسر ظهر هم برود و«آقازاده» را از کودکستان بیاورد ودندان مصنوعی  والده گرامی را هم عوض کند واگر وقت شد،عصر گلدان های خانه را آب بدهد شک نکنید که این طاووس هرچه قدر هم جان سقط باشد سر ماه دق می کند ومی میرد. و آن وقت برای جناب مدیر جز مشتی پرهای قشنگ برای پز دادن به میهمانان نمی ماند!!

حالا هم حکایت حکایت ماست.

راست اش رابخواهید باید عرض کنم که اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی هرمزگان در دو دوره مدیریت قبلی اش حق همه را اداکرده است.جناب آقای «همایون امیر زاده» مدیری بود در منتهی الیه راست اصول گرایان و مدیر قبل تر از ایشان(اگر سه ماه آقای بهداد را محاسبه نکنیم) هم جناب آقای دکتر «محمود رئوفی» مدیری در منتهی الیه چپ اصلاح طلب.

یکی از نشریه محلی «دریا» سر برآورده بود ودیگری از نشریه ی کشوری «جامعه ی مدنی»یکی دغدغه ی اصلی اش حفظ ارزش ها وآرمان های انقلاب واسلام بود ودیگری گفت و گوی تمدن ها ومدارا وتسامح وتساهل.. والبته هردو لباس «مدیرت» را خود خواسته به نیت ردای «وکالت» مجلس از تن به در کردند(آقای امیر زاده هنوز در شک ام)  حالا البته هرچه کردند وهرچه نکردند خدای شان خیر دهاد.

با این اوصاف اگر آسیاب به نوبت هم باشد وقت آن است که به این آب کردن چربی سیاست در عرصه فرهنگ خاتمه داده شود و آقایان تاثیر گذار ومدیر گذار از شرمندگی دوستان وفامیل واقارب ومدیران واعضای ستاد وحزب شان در جای دیگری در آیند که هم نان وآب دار تر است وهم آینده دار تر. واین شیر بی یال و دم واشکم فرهنگ وهنر ر بگذارند برای مدیری که فقط مدیریت کند وبس.

 واما یک تذکر جدی:یکی از تشخص های جذاب خطه ی هرمزگان تفاوت های فرهنگی اش با سایر مناطق داخلی کشور است. یک مدیر بومی این نکته ها را بهتر می داند و درک می کند. پرونده مدیران غیرهرمزگانی در عرصه فرهنگ را برای همیشه ببندید.


توضیح 1- این مطلب در آخرین شماره ی هفته ی گذشته ی نشریه ی ندای هرمزگان به چاپ رسید واین نظرخواهی این هفته هم ادامه دارد

توضیح2- آقای دکتر محمود رئوفی در توضیحی پس از چاپ این مطلب اعلام کردند که برای نمایندگی مجلس از عضویت در شورای شهر بندرعباس استعفا داده اند نه مدیرکلی ارشاد که به دلیل  استعفای اش عدم تطابق سلیقه ی فرهنگی با وزارت آقای صفار هرندی بوده است