X
تبلیغات
رایتل

 معمر قذافی 

   

امشب از سر شب دیگر صدای همه درآمد.

صدای قرضاوی، صدای عمر موسا، صدای العربیه و الجزیره، صدای دولت ترکیه، صدای بریتانیای کبیر روباه پیر، صدای سازمان ملل، صدای کاخ سفید، صدای عفو بین‌الملل، صدای سازمان‌های حقوق بشری، حتی صدای ارتش مصر که مرزها را باز گذاشته تا زخمی‌های بی‌شمار زن و کودک را به مصر برسانند...

حالا دیگر دیوار آهنین سرهنگ فرو ریخته است و از پس رخنه‌هایش می‌توان دید که یک ملت پس از 40سال هنوز زنده است و نپوسیده است.

اگرچه خونین، اگرچه زخمی، اگرچه نیمه جان.

دیوانه‌ای که کارش را با «آدم دزدی» آغاز کرد تا متهم به «آدم‌کشی» نشود. اوامام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان را به مهمانی‌اش فرا خواند و هیچ‌گاه پس نفرستاد و پس از آن بی‌مخالف‌ترین رهبر جهان عرب ماند که هر که به مخالفت برمی‌خولست هیچ‌گاه اعدام نمی‌شد چرا که پیدا نمی‌شد حتی استخوان‌اش!

رهبری بی‌نظیر در تاریخ عرب که تمام رهبران کنونی عربی را نامرد می‌دانست و خاین و پست و زن‌باره اما خود گاردی از محافظان باکره داشت که تازه بودند، حق ازدواج نداشتند و در سفر و حضر یار غار او بودند!

حالا دیگر نقاب زشت رهبر جهان اسلام از چهره‌ی پلیدش افتاده، همانی که کتابی داشت به نام کتاب سبز و می‌گفت اگر قرآن با آن عمل شود می‌شود گفت کتاب کاملی است والبته معلوم بود که منظورش کتاب خودش نبود.

همان رهبری که یک روز رهبر مبارزه با جهان استکبار بود وبه بوش پدر اعلام جنگ می‌داد و یک روز ذلیلانه تمام آزمایشگاه هسته‌ای بی‌خطرش را به بار کشتی می‌کرد و می‌فرستاد به خدمت بوش پسر!

همان رهبری که یک روز انقلاب ایران را می‌ستود و روز دیگر ایرانی‌ها را مجوس و اشغال‌گر جزایر عربی و هم ردیف اسراییل می‌نامید و برای برادرش صدام پرسه می‌گرفت!

همان رهبری که تا بود در کاخ زندگی می‌کرد ولی چون پای سفر می‌رسید شتر و اسب و خیمه و خرگاه بار می‌کرد تا در هر کجای عالم حتی پاریس شیر شتر بخورد و عرب اصیل باقی بماند!

حالا سردار بی‌نظیر عرب و فاتح بیت‌المقدس دیوانه بودن‌اش افشا شده.

یک هفته است که اعتراضات مردمی در لیبی آغاز شده است وبه علت سانسور شدید خبری در لیبی که مردمش را در پشت دیوارهای بلند بی‌خبری زندانی کرده است، کسی دقیق از آن چه در لیبی می‌گذشت خبری نداشت تا این که اینترنت‌ها و موبایل‌ها آبروی قهرمان بزرگ عرب را بردند.

آبروی رهبر نیمه‌دیوانه‌ای که بیش از 40سال است خود را حاکم و پدر و سرور و غم‌خوار و ارباب و در یک کلام خدای مردم کشورش می‌داند.

خدایی که لیبی را به گورستانی به بزرگی اهرام تبدیل کرده و کلید این گورستان را سپرده به دست مشتی خون‌ریز به ریاست پسرش.

او نام و نشان یک ملت را از صفحه‌ی روزگار حذف کرد. هرچه بود قذافی بود. نام او یگانه‌ترین نام و چهره او بزرگ‌ترین چهره  وبیش‌ترین چهره و زیبا‌ترین چهره ... در تلویزیون فقط صدای او بود. در خیابان‌ها عکس او. در ادارات فرمان او. در مدارس فرمایشات او و... لیبی یعنی او و او یعنی لیبی.! 

همان رهبری که سخنرانی‌های دو  و سه و چهار ساعته می‌‌کرد اما  یک دقیقه حرف ملت اش را نشنید. همان که در سازمان ملل به جای 15 دقیقه بیش از یک ساعت و نیم حرف زد و جان همه را با فحاشی‌های خود به لب آورد و مترجم را نیز خسته کرد و در آخر سر اساس‌نامه این سازمان را پاره کرد و دور انداخت.

خبرهای رسیده از لیبی و تصاویر منتشر شده نشان می‌دهد که تا کنون خونین‌ترین سرکوب قیام‌های اخیر، در لیبی رخ داده است که چندین برابر کشته‌های انتفاضه در مصر و یمن و تونس است.

یک هفته است که قیام مردم تمام شهرهای لیبی را فراگرفته اما هم‌زمان کشتار مردم نیز به طور بی‌سابقه‌ای ادامه دارد.

400 کشته و3000 هزار زخمی فقط در شهر «بنغازی» دومین شهر این کشور.

160کشته  بیش از 1000در یک روز فقط  در یک روزدر حومه طرابلس پایتخت.

بیش از1000کشته در همین مدت از سراسر کشور

از عصردیروز با بالا گرفتن قتل عام مردم بسیاری از نیروهای نظامی لیبی به مردم پیوسته‌اند و چند شهر این کشور سقوط کرده است.

در پی این سقوط‌ها «سیف‌الاسلام» آقازاده معروف قذافی به میدان آمد و مردم را تهدید به سرکوب کرد و هم‌زمان با آن از ظهر امروز خبر می‌رسد که در حرکتی وحشیانه بی‌نظیر هواپیماهای جنگنده‌ی ارتش، شهرهای آزاده شده را بمباران هوایی کرده‌اند.

سرهنگ گفته بود که این بمب‌ها رابر سر اسراییلی‌ها فروخواهد ریخت!

این بود که از سر شب صدای همه در آمد.

شیخ یوسف قرضاوی عالم بزرگ اهل سنت (که حالا به عنوان پیش‌روترین روحانی اهل سنت شناخته می‌شود) با دستی لرزان و صدایی گریان جلو دوربین «الجزیره» نشست تا صدای مظلومین را به جهان برساند تا به سرهنگ و دار ودسته‌اش بگوید بس کنید کشتار را.

سفیران لیبی در چند کشور در پی حجم خونریزی دولت از مقام خود استعفا کرده‌اند.

وزارت خارجه دولت انگلیس رسما از دولت لیبی خواست کشتار را متوقف کند.

سارکوزی هم چنین...

کاترین اشتون هم چنین ...

حتی صدای دولت کوچک ومحافظه‌کار قطر هم درآمده است.

شبکه‌های خبری الجزیره و العربیه برای اولین بار تصاویر تکان‌دهنده‌ای از حجم بالای‌ کشته‌شدگان را مخابره کرده اند.

در بسیاری از کشورهای عربی فردا روز هم‌بستگی با ملت مظلوم لیبی اعلام شده است.

اما...

پس کجایند مدعیان؟

کجایند غمخواران؟

کجایند برادران دینی؟

راست گفت آن عزیزی که گفت اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید.

چون چنین روزهای سیاهی را از سکوت‌کننندگان روسیاه حدس می زد.

ما می‌دانیم چرا هم دین ندارید و هم آزاده نیستید.

این حمام خون را نه «بن علی» نوکر آمریکا و نه «مبارک» نوکر اسراییل راه نیداخته است

این دولت سرهنگ «معمر قذافی» است

همان که دوست بود و برادر.!!! 

به زودی خبر سرنگونی  دولت‌اش داغی خواهد شد به دل همه‌ی دیکتاتورهایی که او را دولت دوست و برادر می‌خواندند.

این خداست که وعده کرده به زودی

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون


معمر قذافی